ساعت چهار و نیم صبح، وقتی هوا هنوز کاملاً تاریک است، گروهم را از هتل بیرون میکشم تا سراغ جایی برویم که خیلی از گردشگرهای معمولی حتی اسمش را هم نشنیدهاند: پیدورانگالا. اکثر کسانی که به دامبولا و سیگیریا سفر میکنند، مستقیم میروند سراغ همان صخرهی معروف با پلههای مرمری و راهنمای رسمی؛ اما تپهی روبهروییاش، پیدورانگالا، هم صعودش خامتر و واقعیتر است، هم داستانش کمتر گفته شده، و هم تنها جایی است که میتوانید طلوع آفتاب را دقیقاً پشت سیگیریا تماشا کنید.

نامی که خودش یک داستان است
اسم «پیدورانگالا» از دو کلمه در زبان سینهالی ساخته شده: «پیدو» بهمعنای هدیه یا بخشش، و «رانگالا» بهمعنای صخرهی طلایی. یعنی رویهمرفته میشود «صخرهی طلاییای که بخشیده شد». این اسم تصادفی نیست؛ همانطور که در ادامه میبینید، دقیقاً همین اتفاق، هدیهدادن این کوه، بخشی از تاریخ واقعی اینجاست.
پادشاهی که بهجای تخریب، جبران کرد
همه کاشیاپای اول را بهعنوان پادشاهی میشناسند که در قرن پنجم میلادی، برای فرار از انتقام برادرش، قصرش را روی صخرهی سیگیریا ساخت. اما کمتر کسی میداند وقتی او تصمیم گرفت آن صخره را به قلعهی خودش تبدیل کند، راهبانی که قرنها بود در غارهای همان صخره زندگی و مراقبه میکردند، مجبور به جابهجایی شدند. کاشیاپا، بهجای نادیدهگرفتن آنها، صومعهی همین تپهی روبهرویی، یعنی پیدورانگالا، را برایشان بازسازی و گسترش داد؛ حتی نامش را هم به افتخار خودش، «اوپالاوانا کاشیاپا گیری ویهارایا» گذاشت. گفته میشود خود او هم، صبح و عصر هر روز، به اینجا میآمد تا مقابل مجسمهی بودای این معبد ادای احترام کند؛ یعنی حتی پادشاهی که به جاهطلبی و قدرتطلبی مشهور است، رسمی روزانه برای فروتنی داشت.
صومعهای برای پانصد راهب
صومعهی پیدورانگالا، طبق سبک سنتی معماری بودایی سریلانکا، از پنج بخش اصلی تشکیل میشده: استوپا، تالار گردهمایی، خانهی مجسمه، محل درخت مقدس بودی، و محل سکونت راهبان. در دوران اوج، تخمین زده میشود این مجموعه تا پانصد راهب را همزمان در خود جای میداده؛ عددی که نشان میدهد اینجا، برخلاف ظاهر ساده و کمتجملش، یکی از مراکز مهم آموزش بودایی منطقه بوده است.

غول خوابیدهای که یکبار ویران شد
در دل یکی از غارهای پیدورانگالا، مجسمهای از بودای خوابیده قرار دارد که طولش را بین دوازده تا پانزده متر تخمین میزنند؛ رقمی که زمانی آن را بزرگترین مجسمهی بودای خوابیدهی آجری جهان میکرد. این مجسمه، برخلاف بسیاری از مجسمههای سنگی سریلانکا، از آجر، گِل و ملاتی از سنگ آهک ساخته شده. اما داستان تلخی هم پشت آن است: در دههی ۱۹۶۰ میلادی، یعنی حدود شصت سال پیش، گنجیابهایی به این باور غلط که زیر مجسمه گنج پنهان شده، سر و بدنش را تخریب کردند. مجسمه سالها به همان شکل ویران باقی ماند، تا اینکه در سال ۲۰۰۲ میلادی، ادارهی باستانشناسی سریلانکا بازسازیاش را کامل کرد و امروز دوباره میتوانید آن را کامل، آرام خوابیده در دل صخره، ببینید. برای مقایسه، همین سبک از معماری مذهبی باستانی را میتوانید در معبد طلایی دامبولا هم ببینید؛ جایی که پادشاهی دیگر، نهصد سال بعد، دیوارهای غار را با طلا پوشاند.
قدیمیتر از خود پادشاه کاشیاپا
نکتهای که شاید عجیبتر از همه باشد این است که خود صخره، خیلی پیش از اینکه تاریخ بوداییاش شروع شود، محل زندگی انسان بوده. در نزدیکی همین مجموعه، در محلی بهنام ایبانکاتووا، آثار یک گورستان پیشازتاریخ کشف شده که قدمت بقایای انسانیاش را حدود دو هزار و هفتصد سال تخمین میزنند؛ یعنی هفتصد سال قبل از اینکه پادشاه والاگامبا حتی به دنیا بیاید. این یعنی وقتی داخل این غارها قدم میزنید، در واقع روی زمینی راه میروید که هزاران سال، نسلهای مختلفی از انسانها را به خودش دیده.
صعودی خامتر از خواهرش سیگیریا
اگر سیگیریا را با پلههای فلزی و مسیر مشخصش تصور کنید، پیدورانگالا کاملاً چیز دیگری است. مسیر صعود، حدود دو ساعت رفتوبرگشت، از میان جنگل شروع میشود، از کنار همان معبد و مجسمهی بودای خوابیده رد میشود، و در نهایت به قسمتی میرسد که دیگر پلهای در کار نیست؛ باید از میان تختهسنگهای بزرگ، با دست و پا، بالا بروید. ارتفاع این تپه حدود دویست متر است، کمتر از سیگیریا، اما همین صعود خام و بدون نرده، آن را برای خیلی از همراهانم به تجربهای هیجانانگیزتر از خودِ سیگیریا تبدیل کرده.

چرا باید ساعت چهار و نیم صبح بیدار شوید
پاداش نهایی این صعود سخت، رسیدن به بالاترین صخرهی بزرگ نوک تپه است؛ جایی که یکمرتبه، درست روبهرویتان، تمام صخرهی سیگیریا را از فاصلهای که هیچ نقطهی دیگری نمیدهد، میبینید. اگر درست زمانبندی کنید تا طلوع آفتاب همان لحظه پشت سیگیریا بالا بیاید، منظرهای میبینید که بهجرأت میگویم هیچ عکسی، حتی همین عکسهایی که اینجا گذاشتهام، حقش را ادا نمیکند. بهترین فصل برای این تجربه، از ماه می تا سپتامبر است، وقتی آسمان معمولاً صافتر و دید بازتر است.
مقالات مرتبط درباره سریلانکا
- سریلانکا؛ چرا به آن «جزیرهی هزار رنگ» میگویند؟
- معبد طلایی دامبولا؛ جایی که یک پادشاه چهارده سال در تاریکی زندگی کرد
- تور دهکدهی دامبولا؛ ویلیج سافاری با گاری گاوی و کاتاماران
- نه شب در سریلانکا؛ روایت یکی از تورهای گروهی سهیل تقوی
در تور سریلانکا سهیل تقوی
بازدید از پیدورانگالا، در کنار خود سیگیریا، بخشی از برنامهی تور گروهی سریلانکا است که هر سال اجرا میکنم؛ برای همراهانی که میخواهند فراتر از مسیرهای معمول گردشگری بروند و سریلانکای واقعیتر را تجربه کنند.
09126845389
برای اطلاعات بیشتر دربارهی تور سریلانکا و تاریخ دورهی بعدی، میتوانید از طریق همین شماره در واتساپ یا تلگرام پیام بدهید.
