
از جاده که به دامبولا نزدیک میشوید، از دور یک مجسمهی غولپیکر طلایی میبینید که زیر نور آفتاب سریلانکا برق میزند؛ آنقدر بزرگ و درخشان که اکثر گردشگرها فکر میکنند این همان معبد باستانی معروفی است که آمدهاند ببینند. اما نکتهای که هر بار وقتی گروهم را میبرم دوست دارم برایشان تعریف کنم این است: آن مجسمهی طلایی، اصلاً بخشی از تاریخ باستانی اینجا نیست؛ معبد واقعی، همانجایی که هزاران سال قصه دارد، صد و شصت متر بالاتر، داخل دل کوه پنهان شده.
مجسمهی طلایی که فکر میکنید معبد اصلی است
آن ساختمان بزرگ زردرنگ و مجسمهی نشستهی سیمتری بودا که پایین کوه میبینید، در واقع سازهای کاملاً مدرن است؛ ساختهشده در حدود سال ۲۰۰۰ میلادی، یعنی فقط حدود ربع قرن پیش، با کمک مالی دولت ژاپن. هدف از ساختنش هم این بوده که موزه و مرکز پذیرش گردشگر باشد، نه اینکه جای اصلی زیارت باشد. برای همین، اگر فقط همین پایین بمانید و بالا نروید، هنوز چیز اصلی این مکان را ندیدهاید.
پادشاهی که از یک غار، دوباره تاجش را پس گرفت
داستان واقعی اینجا به قرن اول پیش از میلاد برمیگردد؛ یعنی حدود دو هزار و صد سال پیش. در آن زمان، پادشاهی به نام والاگامبا (که با نام واتاگامانی آبایا هم شناخته میشود) بر آنورادپورا، پایتخت وقت سریلانکا، حکومت میکرد. حملهای از سمت مهاجمان جنوب هند او را از تخت پایین کشید و مجبورش کرد از پایتخت فرار کند. او به همین صخرهها و غارهای دامبولا پناه برد و مدت چهارده سال، پنهان از چشم دشمنانش، در همین غارها زندگی کرد؛ راهبان بودایی که در آن زمان در این غارها مراقبه میکردند، از او محافظت کردند و غذا و سرپناه دادند.
بعد از چهارده سال، والاگامبا سرانجام توانست ارتشی جمع کند، تخت پادشاهیاش را پس بگیرد، و به آنورادپورا بازگردد. اما او فراموش نکرد این غارها و راهبانشان چه نقشی در نجات جانش داشتند؛ به همین دلیل، بهعنوان نشانهی قدردانی، دستور داد همین غارها را به یک معبد باشکوه تبدیل کنند. از همان روز، یعنی بیش از دو هزار سال پیش، اینجا هرگز رها نشده و همچنان یک معبد فعال و زنده است؛ کمتر بنایی در دنیا پیدا میشود که بدون وقفه، برای اینهمه قرن، محل عبادت مانده باشد.
پادشاهی که طلاکاری کرد
داستان این معبد در همان قرن اول پیش از میلاد تمام نشد. حدود دوازده قرن بعد، در سال ۱۱۹۰ میلادی، پادشاه دیگری به نام نیسانکا مالا که در پولوناروا حکومت میکرد، به اینجا سفر کرد و تصمیم گرفت آن را باز هم باشکوهتر کند؛ او دستور داد دیوارها و سقف غارها با ورق طلا پوشانده شوند و حدود هفتاد مجسمهی جدید از بودا، با روکش طلا، به مجموعه اضافه شود. دقیقاً به همین دلیل است که اینجا امروز به «معبد طلایی دامبولا» معروف است؛ نه بهخاطر همان مجسمهی مدرن پایین کوه، بلکه بهخاطر طلایی که نهصد سال پیش، پادشاهی دیگر، با دستان راهبانش روی دیوارهای این غارها نشاند.
قرنها بعد، در دوران پادشاهی کندی و در قرن هجدهم میلادی، یک دورهی بازسازی بزرگ دیگر هم اتفاق افتاد؛ بسیاری از نقاشیهای دیواری امروزی، ستونهای قوسی، و درگاههای مثلثیشکل ورودی غارها، یادگار همین دورهاند.
پنج غار و صدها مجسمه
وقتی از حدود سیصد و پنجاه پله بالا میروید و وارد مجموعه میشوید، به پنج غار جداگانه میرسید که همه زیر یک سقف سنگی عظیم و یکپارچه قرار دارند. مجموعاً بیش از صد و پنجاه مجسمهی بودا، سه مجسمه از پادشاهان سریلانکا، و چهار مجسمه از خدایان هندو مثل ویشنو و گانش در این پنج غار جا گرفتهاند؛ ترکیبی که نشان میدهد اینجا در طول تاریخ، محل همزیستی چند باور مذهبی هم بوده.
بزرگترین غار، به نام «ماهاراجا لنا» یا غار پادشاهان بزرگ، حدود پنجاهودو متر عرض و بیستوسه متر عمق دارد و بهتنهایی پنجاهوشش مجسمهی بودا را در خود جای داده. در غار اول هم یک بودای خوابیده به طول چهارده متر، کندهشده از دل همان سنگ یکپارچهی کوه، قرار دارد؛ و روی سقف همین غارها، چیزی حدود دو هزار و صد متر مربع نقاشی دیواری کشیده شده، سطحی که اگر صاف کنید، تقریباً هماندازهی یک زمین فوتبال کامل است. برای دیدن نسخهی دیگری از همین سبک بودای خوابیده، سری به مقالهی پیدورانگالا هم بزنید.
جایی حتی قدیمیتر از خود معبد
نکتهای که شاید عجیبتر از همه باشد این است که خود صخره، خیلی پیش از اینکه تاریخ بوداییاش شروع شود، محل زندگی انسان بوده. در نزدیکی همین مجموعه، در محلی بهنام ایبانکاتووا، آثار یک گورستان پیشازتاریخ کشف شده که قدمت بقایای انسانیاش را حدود دو هزار و هفتصد سال تخمین میزنند؛ یعنی هفتصد سال قبل از اینکه پادشاه والاگامبا حتی به دنیا بیاید. این یعنی وقتی داخل این غارها قدم میزنید، در واقع روی زمینی راه میروید که هزاران سال، نسلهای مختلفی از انسانها را به خودش دیده.
چرا اینجا بخشی از «مثلث فرهنگی» سریلانکا است
دامبولا امروز یکی از چهار نقطهی اصلی چیزی است که به آن «مثلث فرهنگی سریلانکا» میگویند؛ منطقهای که آنورادپورا (همان پایتختی که والاگامبا از آن فرار کرد)، پولوناروا (پایتخت بعدی و شهر پادشاه نیسانکا مالا)، و سیگیریا را هم در خودش جا داده. یونسکو در سال ۱۹۹۱ میلادی، یعنی حدود سیوپنج سال پیش، دامبولا را بهطور رسمی در فهرست میراث جهانی ثبت کرد.
نکات عملی برای بازدید
برای دیدن کامل هر پنج غار، حدود یکونیم تا دو ساعت وقت بگذارید. پوشیدن لباسی که شانهها و زانوها را بپوشاند الزامی است و پیش از ورود به غارها باید کفشها را درآورید؛ زمین سنگی گاهی داغ میشود، پس اگر میتوانید، بازدید را برای صبح زود یا اواخر بعدازظهر برنامهریزی کنید. عکاسی با فلاش داخل غارها ممنوع است، و بهتر است پیش از حرکت به بالا، کمی آب هم همراه داشته باشید؛ سیصدوپنجاه پله در گرمای سریلانکا، کار سادهای نیست. اگر بعد از این بازدید هنوز انرژی دارید، تور نصفروزهی دهکدهی دامبولا (ویلیج سافاری) در همین نزدیکی، یک نیمهی کاملاً متفاوت اما بههماناندازه لذتبخش از این منطقه را نشانتان میدهد.
مقالات مرتبط درباره سریلانکا
- سریلانکا؛ چرا به آن «جزیرهی هزار رنگ» میگویند؟
- پیدورانگالا؛ تپهای که پادشاه سیگیریا آن را «هدیه» داد
- تور دهکدهی دامبولا؛ ویلیج سافاری با گاری گاوی و کاتاماران
- نه شب در سریلانکا؛ روایت یکی از تورهای گروهی سهیل تقوی
در تور سریلانکا سهیل تقوی
بازدید از معبد طلایی دامبولا، در کنار غار و روستای اطرافش، بخشی از برنامهی تور گروهی سریلانکا است که هر سال اجرا میکنم؛ سفری که تاریخ دوهزارساله را کنار طبیعت و زندگی روستایی امروز سریلانکا قرار میدهد.
09126845389
برای اطلاعات بیشتر دربارهی تور سریلانکا و تاریخ دورهی بعدی، میتوانید از طریق همین شماره در واتساپ یا تلگرام پیام بدهید.
